السيد الخميني

87

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

ايستادى مىگويى كه من توبه كردم ! اين از توبهء فرعون - اين بدتر است ! جبران بايد بكنى اين چيزها را . اگر توانستى همهء اين جنايات بيست و چند ساله را جبران بكنى ، آن قدرى كه به جيب امريكا ريختى برگردانى ، اين پايگاههايى كه براى امريكا در مملكت ما درست كردى اينها را خراب كنى و برگردانى ، آن همه كه آدم كشتى ، اينها را زنده بكنى ، آن وقت بگويى كه من توبه كردم ؛ اما با اينكه جنايات تو كردى و اين جنايات ثبت هست در تاريخ ، همهء ماها ديديم كه تو چه كردى و با اين ملت دارى چه مىكنى و چه كردى ، آن مردكه « 1 » مىگويند در راديو - در راديو و تلويزيون گفته است كه من همه را خواهم كشت ! مىگويند يك همچو كلمه‌اى هم گفته . خوب ، بله اين طور آدمند ؛ ولى موفق نخواهند شد ان شاء اللَّه . [ ان شاء اللَّه حضار ] . جنايات جبران ناپذير شاه يك آدمى كه يك روز مىگويد به علما كه اينها را مثل حيوانات نجس ازشان اجتناب كنيد ! - به روحانيون اين طور گفت : مثل حيوان نجس از اينها اجتناب كنيد ؛ يك روز گفت كه اينها مثل يك كرمهايى مىمانند كه در نجاست مىلولند ! يك روز هم مىآيد مىايستد مىگويد مراجع عظام و آيات عظام و مراجع كذا ، علماى اعلام . آن دستش هم چماق ! چطور باور كند كسى از تو اين حرفها را ؟ خوب ، لا اقل اگر در پيشگاه ملت ، در پيشگاه علماى ملت ، تو توبه مىخواهى بكنى ، لا اقل يك توبهء ظاهر الصلاحى بكن . تو عقلت اين قدر نمىرسد كه اين توبه را هيچ بچه‌اى قبول نمىتواند بكند ! خوب لا اقل توبه مىخواهى بكنى ، خوب بگو كه من توبه كردم ، به روى كنار . يا فرض كن ، لا اقل بدنت را نجات بده فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ « 2 » . تو نمىتوانى بدنت را هم نجات بدهى ! تو ديگر نمىتوانى نجات بدهى خودت را . لا اقل اگر چنانچه اظهار ندامت مىكنى و راست مىگويى كه نادم هستى ، لا اقل ديگر شمشير نكش ! در همان حال كه دارى مىگويى كه

--> ( 1 ) - غلام رضا ازهارى . ( 2 ) - سورهء يونس ، آيهء 92 : « پس امروز ما بدن تو را نجات مىدهيم » .